وقتی هیچ چیز سرجایش نباشد
کورش شمس – ICTPRESS - دبیرشورایعالی فناوری اطلاعات، مردی که طی پنج سال گذشته نام او یادآور پدیدهای انتزاعی به نام " اینترنت ملی" است و به دلیل ... ارائه تعریفی بدیع از شبکه اینترنت تا مدتها برسر زبانها بود، اخیرا در اظهارنظری بسیار خوشبینانه گفته است که فناوری اطلاعات در ایران صنعت پر رونقی است مشروط بر این که؛ " نگاهمان به فناوري اطلاعات همان نگاهي باشد كه ما به نفت، گاز و پتروشيمي داريم". ظرفیتی که عبدالمجیدریاضی، از آن به عنوان یک عامل توانمندساز در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نام برده، واقعیتی است که طی سه دهه گذشته در دستور کار توسعه کشورهای صنعتی قرار داشته و باعث شده تا آنها، قادر به حرکت از یک جامعه صنعتی به جامعهای با ساختار اطلاعاتی و زیرساختهای قوی ارتباطی، سکان هدایت اقتصاد جهانی را در دست بگیرند. این موضوع نه تنها برای توسعه یافتهها بلکه برای کشورهای درحال توسعهای از جمله هند و مالزی نیز مصداق داشته و آن ها با بهرهبرداری از ظرفیتها و قابلیتهای فناوری موفق به ایجاد تحولاتی شگرف در ساختار اقتصادی و اجتماعی خود شدهاند. اما، واقعیت این است که رسیدن به چنین نقطهای با اظهارات خوشبینانه و ارائه طرح های انتزاعی ممکن نبوده و نیست، بلکه نیازمند طرحهای کارشناسی شده و قابل اجراست که متاسفانه در کشور ما کمتر اثری از آن میتوان مشاهده کرد. واقعیت این است که فناوری ایرانی، گذشته از نگاه اقتصادی و فرصت آفرینی که ریاضی از آن یاد کرده، با مشکل هدفگذاری ، برنامهریزی و اجرا مواجه است که تمام این فناوری از وجود موازیگری در روند مدیریت آن در کشور نشات میگیرد. روندی که موجب شده تا فناوری ایرانی با چندین متولی صاحب ادعا، بیشتر به بنایی شبيه باشد که هر تکه از آن به طور مستقل و بدون تبعیت از یک نقشه کلی در حال ساخت است. در چنین شرایطی چندان عجیب نیست که محصول تمام تصمیمگیریها، طرحها و پروژههای پراکنده و در عین حال موازی، سازهای بدون هارمونی و غیرقابل استفاده باشد. سازهای که نه تنها بخش خصوصی نمیتواند زیر سقف آن به فعالیت بپردازد بلکه دولت هم، قادر نیست از آن به عنوان عاملی توانمندساز بهرهبرداری کند. حال این که، شورایعالی فناوری اطلاعات که از ابتدای دولت نهم به این سو به جمع مدعیان تولیگری در بخش فناوری اضافه شده، با وجود مرکزیتی که برای خود قائل است ، چگونه میتواند در حد یک نهاد کارشناسی به اظهارنظر درباره این فناوری و مزیتهای آن بپردازد و فراموش کند که نقش اصلی در ایجاد این سازه عظیم را بر عهده دارد؟، سوالی است که باید از عبدالمجیدریاضی پرسیده شود. وی طی پنج سالی که بر صندلی ریاست دبیرخانه این شورا تکیه زده، به جز مختل کردن تنها پروژه نسبتا استاندارد فناوری ایران موسوم به تکفا و طرح ایده نوآورانهای به نام اینترنت ملی که بیشتر به یک شوخی بزرگ شبیه بود، برای رسیدن به آنچه که عامل توانمندساز اقتصادی خوانده، چه کار قابل دفاعی انجام داده است ؟ این پرسش که؛ متولیان متعدد فناوری در ایران از جمله شورای عالی فناوری اطلاعات طی سالهایی که مسئولیت مستقیم در مورد توسعه این فناوری داشته، چه کارنامهای از خود برجای گذاشته است؟ پرسشی است که محدود به این نوشتار و حتی امروز نیست و بیتردید در تاریخ فناوری کشور مطرح خواهد شد. ولی با وجود آن که امروز هیچ چیز سرجای خودش نیست ، بعید است که بتوانیم پاسخ درخور و افتخارآفرینی برای آن داشته باشیم. چرا که دست کم آنهایی که فردا ما را نقد خواهند کرد، از یک نهاد متولی انتظار عملگرایی دارند نه اظهاراتی که بیشتر درحد یک ایدهپردازی آرمانی درباره مزیت ها و پتانسیلهای فناوری است.
این خبر تابحال 343 مرتبه مشاهده شده است.
شماره خبر:5468
تاریخ درج خبر:۱۳۸۸ هفدهم بهمن
ساعت درج خبر:11:10:54
1388/11/17
1388/12/21 |